بهمن خونین جاویدان ...

تا حالا بخاطر بهمنی بودن خیلی مشعوف بودم .

اصلن همه چیز این ماه حس خوبی بهم میداد ، اسمش ،برفش ، هواش ،تولد وبلاگم ...

هیچی برام خوشایندتر از این نبود که توی یکی از روزهای همین ماه بدنیا اومدم ، اون هم توی عدد مورد علاقه ام...

نمیدونم چرا مثل گیجها نفهمیدم بهمن نامرد ترین ماه ساله ! واقعا نفهمیدم ؟ !

شاید اگه سال یازده ماه بود و بهمنی وجود نداشت نه من بودم و نه ... خیلی چیزهای دیگه ...

/ 19 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
برف تابستانی

هیجدهم بهمن ماه بودن برای من حس انسانیست که در ساعتی خاص با بزرگترین وموثرترین شخص واتفاق زندگیش قرار داره وبرای رسیدن به اون ساعت مشخص چه تلاش ها ودل وذهن مشغولیائی رو تحمل میکنه... ولی وقتی اون ساعت مشخص فرا می رسه و اون شخص واتفاق عظیم به هر دلیلی به سرقرار نمیاد، آن امیدو انتظار مقدس ناخودآگاه به سمت یاس وناامیدی سرازیر میشه.... واین تجربه سخت وبدیه که انگار محکومم که هر سال تجربش کنم...[ناراحت]... واقعا خیلی سخته تجربه چنین حقیقتی که با تجربه شنیدنِ تبریک دیگران ترکیب میشه...مثل قهوه خیلی شیرین می مونه... به همین خاطر به شما تبریک نمیگم حتی اگه یازده ماه سرشار از مشعوف بودن باشید... چون حداقلش برا خودم باورپذیره که تنها بهمن ماهی میتونه بهمن ماهی رو درک کنه وبه او با دلیل تبریک تولد نگه...[لبخند] شاید بهترین کادو تولدی که تابحال گرفتم این دل نوشته شما بود که خوندم...باشد که سرلوحه ای باشد برای دیگران که بدونن که بهمن ماهی مثل دیگر ماه ها خوشحال نمیشه...اونا خیلی قانع تر از اون چیزین که کسی بخواد به زحمت بیفته...گاه لبخندی کوچک و واقعی برایشان امیدابدی می بخشد..[لبخند] ببخشید باز زیاده گوئی نمودم [گل

گندم

فردا تولدتون پس مبارکه الهی صد ساله بشین همینطور سرحال و اهل دل[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][هورا]اینم من که اومدم تولد

ماسح

چقدر این روزها سریع گذشت چه لطيف است حس آغازي دوباره، و چه زيباست رسيدن دوباره به روز زيباي آغاز تنفس و چه اندازه عجيب است ، روز ابتداي بودن و چه اندازه شيرين است امروز فردوسی می فرمایند؛ به تن ژنده پیل و به جان جبرئیل، به کف ابر بهمن به دل رود نیل. تولدت مبارک ملودیکای عزیز سلام

ماسح

ای سیمگون رخت، به سپیدی نشان برف خویت به سان آتش و رویت به سان برف ای تازه گل، که در مه بهمن دمیده ای نشکفته جز تو لاله و گل، در میان برف مولود بهمنی تو ... آموخت سردی، از دل نامهربان برف ... و اما بهمن! در اوستا وهومنا و پهلوی وهومن (بهمن). مرکب از دو جزو وهو بمعنی خوب و نیک و مند از ریشه من به معنی منش پس بهمن بمعنی بهترین منش و نیک اندیش ، نیک نهاد است. جای هیچکس را هیچکس دیگر نمیتواند پر کند! زمین این گل را به دست سرنوشت داد و سر نوشت آن گل را تو قلب تو کاشت تا باغچه خالی قلبت جایگاه گل باشد. نگاهت زیباتر از خورشید ، دلت پاک تر از آسمان و صدایت آرام تر از نسیم بهار آمین

مهسا

هیچ وقت نمیگین یا الان نمیگین؟اگر بعدا بهم میگین که من با خیال راحت برم سر زندگی ام مادر! قربون شما!ای بابا من پیش پدر پادشاه خجالت میکشم![خجالت]الان لپم قرمز و یک خنده ای روی صورتم هست نمیدونم واسه خاطر چی.ولی در کل عرض ارادت خدمت شما:)) به آقای سین هم سلام برسونین.گرم وخواهرانه[لبخند]

برف تابستانی

[لبخند]ممنون به خاطر گل یخ زیباتون که یازده ماه گرمای مشعوف شدن را به نحوی خنک نمود... امیدوارم در کنار صندوقچه قلبم یخچالچه ای بسازم برای نگهداری این گل یخ تا تابستان های سوزانِ پرمشعوف شدن... [لبخند]

مهسا

دیگه باید آقای سین عادت بکنه به ابجی کوچیکه ی پر سر و صدا[نیشخند] حالا که میخواین بعدا بهم بگین-یا بگن!!![متفکر]-من مهسای فضول و کنجکاو وجودم رو گول میزنم تا روز موعود!

مهسا

مادر جان منو به چالش نکشید لطفا!![هیپنوتیزم] من منتظر می مونم تا بیاین!

مهسا

آره بعد از اون نیشخند[نیشخند] که ذوق مرگی به دلایل مختلف رو نشون میده به این شکلک هم ارادت ویژه ای دارم!

ساغر

تفدلتون مبارک ملودی عزیزم. دارم به پاسخ تک تک کامنتهام فکر می کنم و مشعوف میشم، دلم براتون تنگ شده کلی!