دکتر برو دکتر !

نمیدونم بر اثر چه اقبال سعدی ، تمام نادره های دوران در مجتمع مسکونی ما جمع شدند !( یکیشم همی خودم !!)

پروفسور ... ، تنها استاد نیتیو و بی بدیل تافل و آیلتز در کل استان (که شماره تلفنش ملیونی خرید و فروش میشه ) ، آقای آی باکلاه موسس مجموعه های فلان و آقای آی بی کلاه صاحب برند بهمان ! توی هر طبقه بالاخره یکی پیدا میشه که خیلی شاخ باشه و کلی معطل سرِ خودش ...

اما این دکتر م که هوشبهرش باعث میشه آدمی روزی سه بار سجده ی شکر به جا بیاره و وقتی کاشف به عمل اومد ربطش به اون فوق تخصص E.N. Tتشابه اسمی نیست بلکه شخص ِ شخیص ِ خودشه تشتکمان پرید ، حکایت دیگریست .

اگه ارزشش رو داشت میشد اندر احوالات او و سگش یک مثنوی نوشت اما تنها به گفتن این بسنده میکنم که شش ماهه نتونستیم بهش بفهمونیم هر روز 5/5 صبح نیاد زنگ خونه رو بزنه و بپرسه : چرا توی پارکینگ ، همسایه ماشینش رو چسبونده به ماشین من ؟

وقتی هم که اعتراض میکنیم که پدرجان ، اخوی ، حاجی ، دکتر ، بین مدیر آپارتمان و سرایدار ، دور از جون یه تفاوتهایی هست عذر بدتر از گناه میاره و میگه :

اولا که سرایدار خواب بود در رو باز نکرد ! در ثانی ، شما مسئولیت قبول کردین !!

ای بابا ! حالا بیا به این حالی کن .

ممکنه فک کنین اغراق میکنم ولی هر روز صبح که من هراسون و وحشتزده از زنگهای بی امان و مکررش در رو باز میکنم ، خودش رو معرفی میکنه و دیالوگهای دیروزش رو تکرار میکنه : دکتر م هستم همسایه واحد ... میشه از همسرتون بپرسید چرا این پاتروله چسبونده به من ؟؟؟ !!!!(عنایت بفرمائین : هر روز یادآوری میکنه من دکتر م هستم )

چند روز پیش که برای دههامین بار ! این اتفاق افتاد من بی اینکه در رو باز کنم (از پشت در) کلی دعواش کردم و به عدم مدنیّت متهم ! هیچی نگفت و رفت ولی نیم ساعت بعد که من و همسرنامبرده رفتیم سر ِکار ، برمیگرده و تا ساعت 9 صبح مدام زنگ در رو میزنه تا بالاخره پسر ِقندِعسل رو بیدار میکنه و  ببین چی بود که اون که خودش اسطوره ی صبر و بردباریه صداش رو میندازه سرش و کلی اعتراض و داد و بیداد میکنه .

سه بعدازظهر خواستم یه ذره بخوابم بلکه تلافی پنج صبح بیدار شدنم بشه ،  که صدای ممتد زنگ آپارتمان همزمان با کوبه ی در دستپاچه ام کرد. از توی چشمی نگاه کردم که سر و پا برهنه درو باز نکرده باشم . بازم خودش بود !!

تا کیه ی منو شنید گفت : نترسید ، نترسید ، دکتر م هستم ، فهمیدم این چرا خودش رو میچسبونه به من !دلقک

شب همسر نامبرده که از فرط عصبانیت در حال انفجار بود به خونه رسید، فقط کیفش رو پرت کرد و رفت طبقه ی بالا تا به خدمت دکتر م برسه . کلی باهاش عتاب و خطاب کرد و گفت از این به بعد اصلا خودت مدیر آپارتمان . آخرش هم تهدیدش کرد که اگه یه بار دیگه در ِ خونه ی منو بزنی به پلیس زنگ میزنم و ...

امروز صبح ساعت پنج و سی و سه دقیقه با زنگ دکتر بیدار شدیم . اومده بود بگه به هیچ وجه حاضر نیست مدیریت آپارتمان رو قبول کنه چون بعضی از همسایه ها خیلی بی ملاحظه هستن !!

 

پ.ن : خدا شاهده راست میگم ، فوق تخصص و جراح گوش و حلق و بینیه و برای دیدنش باید حداقل از یه ماه قبل وقت بگیری !

پ.پ.ن : ما به جهنم ، سگش از دستش چی میکشه زبون بسته ...

بعدا نوشت : حلال زاده اس !! باورتون میشه الانم داره در میزنه ؟

/ 11 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
احمد

سلام وقتی کسی فرهنگ آپارتمان نشینی نداشته باشه سواد و دانش و تخصص به کارش نمیاد این همسایه شما نیزاز این قماش آدمهاست البته به نظرم اگر شما با ایشان برخورد جدی تری میکردید هیچگاه اون جرات نمیکرد هر روز ساعت 5/5 صبح مزاحم شما بشود ایکاش این داندان لق را از اول میکندید با مهر

فرهاد

پیشنهاد زویا واقعا عالیه و به امکان خیلی زیاد جواب میده ....

ماسح

آخ گفتي! فرهنگ چيزي نيستش كه بخواي به خُورد مردم بدي! گلين خانوم كه سواد اكابر داره و تو مكتب خونه ي حاجي رحيم، جيم دو زبر تمرين ميكرد، همونجا هم فرهنگ رو ياد گرفت، فكرشو كن! اون وقت! تو جلسه ي ساختمون راجب حق و حقوق و فرهنگ آپارتمون نشيني نيازي به هيچ گوشزدي نداره كه هيچ، حتي از مصاحبت با اون لذت مي بري، پا به خيره! اينقد كه تو مرز خودش قدم بر مي داره. البته جنسيت همسايتم مهمه كه پروانه اي باشه! يادت باشه، پروانه ها كلا كله شق نيستن!

ماسح

مردم از بدو تولد همراهیت میکنن تا روز مرگ، (بعد از 120 سال)، خوبه مجبور نيستي برای اونا زندگی کنی. گيرا و سمجاش اينطورين ديگه! برای اونا خیلی مهمه که چند سالته؟ چرا حالت خوب نیس؟ چرا میخندی؟ چرا ساکتی؟ چرا اینطوری نوشتی؟ چرا نمينويسي؟ چرا پاترولشو اينطوري پارك ميكنه!؟ چرا مدير كاري نمي كنه!؟ و چراهای بسیاری که تا جوابش رو بدست نیاره، دست از سرت ور نمیداره. اينجور آدما عادت دارن قاشوقو دور سرشون ميچرخونن! ذاتا قاضی به دنیا میان! بدون خبر، دادگاه برات تشکیل میده، روت قضاوت میکنه، نجنبيده، محکوم میشی. چون تو ميفهمي.

ماسح

پس دستت رو بذار رو گوشت، چشمات رو ببند و از کنارش فقط عبور کن و مشغول کار خودت بشو. خلاصه ي كلاااااااااام ... هرگز نخورد آب، زميني كه تپه اي شكله! اونا سبز نميشن! دكي رو اينقد بزرگ نكن! ملوديكاي عز ي ي ي ز!

آنی

:)))))))))))))))))

آنا

چه جالب ! ! ! خداوند صبر جمیل عنایت فرماید انشالله! :))))

سوده

واقعن روزگاري داريد با اين جناب. فكر ميكنم هوش آقاي دكتر يك وجهي است فقز در زمينه ي رشته اش. همه رو برده همون طرف. براي بقيه وچوه چيزي نمانده.

ناشناس

من جای شما باشم ساعت دو صبح میرم یواشکی یک چسب میچسبونم روی زنگش!

ناشناس

زنگ رو که فشار بدید بعد چسب بزنید روش صداش قطع نمیشه!! بعد میاد میبینه کسی نیست ولی زنگ صدا میده شاید یک کمی متوجه بشه چه کار بدیه سر صبح زنگ خونه مردم رو زدن. البته باید خودتون نباشید چون ممکنه بیاد سروقتتون که زنگم خراب شده!! :|