بازنشستگی

کاش زندگی مشترک هم مثه شغل بازنشستگی داشت ! چطور بعد از سی سال به آقایون و پس از بیست و پنج سال به خانومها میگن به " افتخار بازنشستگی " نائل شدین ولی در مورد زندگی زناشویی به اینگونه افتخارات نایل نمیشند زوج ها ؟ تازه به گمونم چون این در زمره ی مشاغل سخت و زیان آور محسوب میشه باید قبل از سی سال آدما رو بازنشسته کنن . بعد از اون دیگه هرکی بتونه بره به کارهایی که حین خدمت فرصت نکرده بهشون بپردازه برسه ... بنظرم خیلی منصفانه اس . تازه بهشون مستمری و سنوات هم ندادن ، ندن ، مهم نیست !

/ 15 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهسا

بله ما یه مورد "با زن نشسته" در خونه داریم که ایشالا همیشه سرش شلوغ باشه وگرنه هیچی دیگه!من باید برم یه جایی پناهنده بشم! ولی مامان من هم میگه بازنشستگی که نمیدین لااقل یه سال مرخصی بدین من یکم از دست شما راحت بشم!

سلوی

خب من هم به عنوان یه مجرد باید سکوت کنم . اما واقعا فکر خوبیه طفلکی مامانم با این سن و سالش از صبح آفتاب نزده بیدار میشه و تا شب یک ریز کار میکنه تو خونه بدون هیچ توقع و چشمداشتی.

ماسح

... جمع شدن لباس كثيف تو لنژ، شستن و اتو كشيدنش. بستن چمدان اطرافيان، تنظيم لباس ها. جمع كردن لباس هاي، تابستاني و زمستاني، تنظيم كشوي لباس هاي بچه ها. خستگي جسمي و روحي از تلاش زياد و گاهي ديده نشدن آنها. جابجايي وسايل پيك نيك سفر. چيدن ميز غذا پاك كردن سبزي بردن بچه هر روز پارك نداشتن وقت براي خودش، خريدش، دكترش، عينكش. نداشتن كسي كه براش درد و دله كنه، اما و چرا براش نياره ... نداشتن وقت براي يه دل سير كه بخنده. موقعي كه دلش ميگيره، بخواد گريه كنه. كارمند هم باشه كه قوز بالا قوزه. دقيقا يه خانوم نياز بيشتري به استراحت داره اگه اون فرشته طاقت بياره و به بازنشستگي برود! مطمئنم روز اول تحمل نداره بر مي گرده سر كار بي مزد و منت خودش! نگران و در فكر! اي جانم ... بي خودي نبوده، نديده بهشت رو زير پاتون گذاشته. شيش دانگ. يه كوچولو عشق و محبت باشه همه ي اينها حله بي دليل نمي گفتند: خدا قوت! مليكاي عزيز ... سلام!

ماسح

از كجا شروع كنم ... كار بيرون و تلاش در خانه توامان بسيار سنگين است. خانوما با يه دست 10 تا هندونه برمي دارن. بي خود نبوده قديما شخصي را به نام كاخدار مشخص مي كردند تا رتق و فتق امور اندروني و بيروني را تنظيم كند. اون زمانا نون نداشتند بخورند، اما يه فضه (خدمه) هم تو خونه بود براي امورات منزل! اگر هم كار تقسيم شود. يا ديگران يادشان مي رود، يا شانه خالي مي كنند. در نهايت بر عهده مادر و همسر مهربان است. فقط اونه كه بي منت انجامش مي ده! كارهايي از قبيل جمع كردن ريخت و پاش بقيه ... نظافت و دستمال كشي. فكر اينكه شب براي شام چي درست كنن فردا ناهار چي بخورند. ظرف ها را چه زماني بشورند. بچه داري. شير دهي، تيماري افراد خانواده. بچه ي كوچيكه خانواده نشينه درست غذا بخوره، هي دنبالش بدو بدو كنه و به عشق اينكه چند تا لقمه تو دهنش بذاره. فكر اينكه شب جمعه تو مهموني چي بپوشه، چي بپذه، پذيرايي رو چگونه شروع و تمومش كنه. دستش به آشپزي باشه و از پشت در بسته بچه ها را هم كنترل كنه!

سوده

شايد بشه يك كاري كرد مرخصي توافقي مثلن براي يك سال از سوي هر دو ظرف قرارداد. اينطوري خوبه فكر كنم[لبخند]

allen g

خوب اینجا همه از مزایای بازنشستگی گفتن، اما خوب وابستگی و علاقه به شغل چی‌ میشه؟ اینکه وقتی‌ باز نشسته بشید و مجبور باشید تنها بشینید توی خونه، اینکه ترک عادت بعد از سی‌ سال موجب مرض است! اینکه از نبودن توی اون دفتر مشترک افسرده بشید! اینا رو هم داره ها! البته خوب بستگی داره همکار و همراه و همقدمِ آدم کیه! آدم برای بعضی از این همکارهای همراه دلتنگ میشه ها، مخصوصا شما! از آلن گفتن بود.

گولدن

همممم.. جالب بود برام فکرت.

زویا

من تازه الان یه کم دارم میفهمم [نیشخند] اول این که شعر پست بعدی خیلی خوب بود، آفرین دوم این که همه این ها بستگی به اون همکار محترم در زندگی زناشویی داره، بعضی ها رو اصلا همون اول کار باید استعفانامه داد دستشون :) اما اون خوباش رو حتی روزهای تعطیل هم دوست داری بری سر کار تا ببینیشون، ولی خب بد نیست گاهی این دو همکار یه شخصیانه هایی برای خودشون داشته باشن و بعضی مواقع هم دور از هم باشن، اینجوری جایگاه این همکارها برای همدیگه بهتر مشخص میشه. البته من از دور دارم قضاوت میکنم و نمیتونم درک خوبی داشته باشم ازش

گلسنگ

منم فکر میکنم آدم بالاخره خسته میشه از زندگی مشترک!!! و بخصوص از زن بودن! اما کیف میکنم از دیدن زوج های خیلی مسن که عاشقونه دست همو گرفتن...

allen g

آلن رو خجالت زده کردین باز! ممنون