شادی جرم است ، خجالت کشیدن نه ...

می خوردن و شاد بودن آیین منست فارغ بودن ز کفر و دین دین منست

گفتم به عروس دهر کابین تو چیست / گفتا دل خرم تو کابین منست/ /--------شنیده بودم مومن باید محزون باشد ، ولی نمیدونستم باید تا این حد ! مصاحبه شون و صدای لرزون این بچه ها ، خیلی چیزها رو در ذهنم تداعی کرد ... روزهای خیلی بد رو ... فارغ از همه چیز ، کاش یه روزی همینجا ، درست همینجایی که من و تو داریم زندگی میکنیم یه قانونی وضع بشه که هی سر نکنیم توی زندگی دیگرون ، ، هی انگولک نکنیم شیوه ی زندگیشون رو ، اگه هم قراره تفحصی باشه ، بررسی کنیم ببینیم چرا این خانم مسنی که امروز کنارم ایستاده بود و میخواست گوشت بخره، صداش رو آورد پایین و گفت هفت تومن بشه لطفا ... خجالت کشیدم من ... خیییییییییلی ... خجالت کشیدن من که جرم نیست ، هست ؟

/ 17 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سلوی

دلمون براتون تنگ شده ......

سوده

كجايي ملوديكا جان؟

mersad

باید میگرفتنشون، باید تفحص میکردن، اخه با این وضع چطور میتونن هپی باشن ؟

گندم

شما کجایی آخه راستی یادم اومد دانشجویی الان واقعا درس می خونید

گندم

ای بابا شما کجایی آخه یادتونه یک روز از من ایمیل گرفتین تا دستور مافین مخصوص خودتون رو بدید ؟

سارای

کجایی ملودیکا، رفتی مسافرت... چرا نمیای وبت سر بزنی...

خانوم سین

آخه این انصافه؟ :)

برف تابستانی

سلام... مثل اینکه از این به بعد ما باید به شما خوش آمد بگیم...[لبخند] خوش اومدید به خونتون...[گل][قلب][گل] شوخی کردم... فقط ادم به قول خودتون در هشدارتون یهو دلش هزار را میره.... بعدشم از تعبیر تاج سر برفی خیلی خوشم اومد خیلی لذت بخشه تاج سر برفی داشته باشی در تابستان.... افسوس که هیچوقت پادشاه نمیشم و قدرت محو هیچ پادشاه کوچک را هم ندارم...

برف تابستانی

امیدوارم با کلید موفقیت در امتحانات برگردید پیشمون... [لبخند][گل]

برف تابستانی

ممنون میشم...