در این حالِ مستی صفا کردم ، تو را ای خدا من صدا کردم

 

در این حالِ مستی صفا کردم  

تو را ای خدا من صدا کردم

 از این روزگاری که من دیدم

چه شبها خدایا خدا کردم

نهادم سر سجده بر خاکت

به درگاهت امشب دعا کردم

که از من نگیری صفای دلم را

به راه محبت تو دانی خدایا چه ها کردم

 

خیلی وقتا نمیشه  ذوق و شوقمون رو از یاد گرفتن چیزی با دیگرون سهیم بشیم . آخه چرا ؟

من دلم اندازه ی گنجیشکه ، قد یه انگشتونه ، توش اینهمه چیز جا نمیشه . چه شادی و چه غم . همینه که میام اینجا و مینویسمش . شادی از چشمام میریزه بیرون و غمم از صدام .

 چیزهایی که این روزها دارم یاد میگیرم ، از خود بیخودم میکنه . اگه صوفی بودم به سماع درمیومدم ، اگه جوکی بودم جناته یوگا میکردم ، اگه عابد بودم به سجده می افتادم و اگه ابراهیم ، بعد از اینکه تمامی اعتقادات قدیمی ام رو به مسلخ میبردم و سر میبریدم ، به آغـــــــــــوش آتش میرفتم . . . حالا اینهمه رو با کی درمیون بذارم ؟

 

/ 13 نظر / 64 بازدید
نمایش نظرات قبلی
*ناتالی

یعنی تو هم بعله؟ دیروز مسوول امور مالی دانشگاه و حالا تو ؟ای خدا بگم چی کار نکنه تو رو[ماچ]

آنی

من...

احمد

سلام لطفا چکیده ای از آموخته هاتون را به من حقیر هم یاد بدید شاید من نیز به مجلس رندان راهی یابم با مهر

ماسح

هر کرا اسرار کار آموختند،‌مهر کردند و دهانش دوختند! ... گاها میخوای حرف بزنی اما نمیتونی، نمیتونی بیان کنی یا نمی خوای! یکی میگه بگو، یکی میگه نه، نگو! بعضی حس ها تا زمانی که در ذهن هستند قشنگ اند و زیبا، اما همینکه به زبان میان، نمیشه با کلمات حق مطلب را ادا کنید. انقدر زیبایند که کلمات نمی توانند واقعیت را بازگو و حق مطلب را اداء کنند. آن وقت همه میگویند: همین بود! یا کلام قاصر از بیان است یا شیوایی نارسا، زبان میشه پای الکنی برای فکر و اونو از رفتن و تلاش باز میداره. پس زیباترین کار سکوت است و سکوت، سکوتی زیبا و پر معناست و مهمان این سکوت رضایت تو از خودت می باشد. و آن را غبطه گویند، رشک! یه حس خوب.

ماسح

بارها و بارها و بارها با گروه های هم سن و یا کمتر از سن و سال خود صحبت نموده اید، با توجه به شغل و تجربه ی شما در آموزش. کمتر گوش شنوایی یافتید. متاسفانه دیگران خواهان تجربه ی خویشند! و دریغ از درک ابیات ... و سعدی، و شاهدید که انسان ها تجربه های تلخ پست سر می گذارند، و انگشت حسرت می گزند از بکار نبردن تجربه ی دیگران؛ ... مرد خردمند، خرد پیشه را، عمر دو بایست، در این روزگار، تا به یکی تجربه آموختن، با دگری تجربه بردن به کار! ملودیکای عز ی ی ی ز!

سلاااااااام چقد اینجا دلنشین شده اون گلدون رادیو ی ژقسنگ قدیمی شمعدانی پرده کاغذ دیواری عالی شد .... قبله ی عالم

وای خدااااااا اون پستی الان دیدم سالن پدیرایی منزل پدرم مملو و دور تا دور پستی چیده بودند کاملا سنتی عالی بود قبله ی عالم

هر حرکت شما از بزرگواریتان هست این برای من مبرهن است قبله ی عالم [گل]