صمد به مدرسه می رود . . .

اول مهر، چهل سال پیش :

روپوش بالا زانو ، تل ِ سر ، یقه ی سفید  جوراب مچی کوتاه سفید و کفش مشکی که فرمت رسمی رفتن به مدرسه بود .یه کیف کوچک چمدانی حاوی یک عدد سیب و لقمه ی مامان پیچ ! به اضافه ی مقادیر متنابهی بغض ...

 

اول مهر بیست سال پیش :

پسرکی که تا صبح از شوق رفتن به مدرسه خوابش نمیبرد . با کیف به رختخواب میرود و جورابها را از قبل میپوشد که صبح دیرش نشود ! با گفتن جمله ی " خودم بلدم " قبول نمیکند کسی همراهش به مدرسه برود ،مادر دورادور در تعاقبش هست ...

 

اول مهر ، امسال :

از ده روز قبل همه چیز روی سایت مدرسه برنامه ریزی شده . دو روز قبل برای والدین تکستی به تلفن همراهشان ارسال میشود که به جزئیات برگزاری مراسم اشاره کرده . موزیک زنده و آتش بازی (انگار کریسمس است !!)هدایای آنچنانی و کتاب درسی هایی که جلد شده در اختیار بچه ها قرار داده میشود . وسایلشان در مدرسه ، در کمد شخصی شان میماند . مشق شب ندارند ، آنلاین (اگر دلشان بخواهد) روی گزینه ی صحیح کلیک میفرمایند . تاهارشان را در سلف سرویسی که کانتر سرد و گرم دارد میل میکنند و چاشت میان وعده شان لقمه ی شگفت انگیز است و راننده ی سرویس شخصا کیفشان را تا اتومبیل حمل میکند و . . .

 

این اول مهر کی دست از سر ما برمی دارد ؟

/ 9 نظر / 10 بازدید
آنی

چه بچه سوسولایی تحویل جامعه میدی تو!!!

زویا

واقعاً ها! البته زمان ما هم این جور موارد وجود داشت در مورد بعضی ها، اما نه به این شدت. نسل 20-10 سال آینده واقعا موجودات عجیبی خواهند شد [نیشخند]

ایران

سلاااااااااااام... خوبی عزیزم؟ من 45 سال پیش روز اول مهر تنهایی رفتم مدرسه و همون روز اول گل کاشتم و به جای اسم پدری خودم اسم مادرمو گفتم!:) مهر بیست سال پیش هم منو دخترکم تا صبح خوابمون نبرد..او از شوق من از استرس..دورانی بود که شهرمون زیر بمبارونهای هوایی بود و این باعث شد زیر قولم بزنم و موقع تعطیل شدن بر خلاف خواسته ش که گفته بود نیایین دنبالم رفتم و با چه کولی بازی روبرو شدم! مهر امسال..شاید میخوان آپولو هوا کنن این وروجکهای خوشبخت! دلم به حال دهه شصتی ها کباب شد!

ایران

"پرچم میشویم" حسهای خوشایندت همیشگی و هر لحظه خواهرجانم[قلب] خوشبختانه آدرس جدید منو جز خانواده م کسی نداره![چشمک]

آنی

سلام به روی ماهت عزیزم..... سال نوی تحصیلی مبارک باشه.... حالا اینجوری قیافه نگیر انگاری من چی گفتم... واللا.... خیلی دلم میخواد ببینمت.... حیف و صد حیف.... جدی دلم خیلی میخواد... یعنی داره این دل خواستن اذیتم میکنه... کی دوباره میای؟

سوده

من مال اول مهر بيست و چند سال پيشم و خيلي دوست تر دارمش! اما امتحان نداشتن را از اول مهر اين سالها خيلي مپسندم!

احمد

سلام من از اول مهر سالهای تحصیلی خودم چیزی بخاطر ندارم ولی از اونجاییکه توی کوچه مان از قبل از انقلاب مدرسه بود و الان هم پنچ تا دبیرستان وجود دارد در روز اول ماه مهر همیشه مراسم سرود خوانی و موسیقی و دکلمه به راه می باشد بخصوص اینکه با یکی از این دبیرستانها همسایه دیوار به دیوار هم هستیم با مهر

آنا

دلم سوخت واسه اول مهری های بیست سال پیش که یکی هم خودم بودم، ولی عوضش خوش بحال بچه هامون!

من که خودم مثل 40سال پیش که نه.مثل 50سال پیش به مدرسه رفتم.با این که فقط 12سالمه.همیشه حسرت مدرسه های مردمو میخوردم.تازه مدرسه غیرانتفایی هم بودم.ولی امسال ما حتی تخته هوشمندیرو که روستاها دارن نداشتیم.