... تو را خدا نگهدار . . .

پسرکم رفت ... و برادرش تنها یک جمله برایش نوشت : ببخش که نبودم برای ورود به این دنیای مردانه همراهی ات کنم ...

انگار مادر که میشوی اجازه میدهی قلبت جایی بیرون از تنت بتپد ، وای از روزی که قلبت دو تکه می شود ...

/ 15 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
برف تابستانی

وای که چقدر این جملتونو دوست داشتم: انگار مادر که می شوی اجازه می دهی قلبت جائی دیگر بتپد... ولی ادامشو قبول ندارم هرچند قبول دارم که هیچگاه نمی توانم خودمو جای شما وتمام مادران بگذارمو آتش فشان احساسم به فوران وگدازه اندازی بیفتد واز دو تکه شدن قلب بگویم...!!!! میگن برای خودشجاع بودن باید اضطراب های زندگی رو به مرحله ترس هدایت کنی،آنچنان چون جوشش احساس های مادرانه و.......!!!! سربازی هم برای پسران چون همان جوشش احساسات عمیق میمونه...آنچنان که بعداز پایانش احساس مستقلیت ومبارزه کردن چون دمای دماسنج به سمت خورشید حرکت میکنه... به همین خاطر است که بخاطره بسیاری از مسائل اجتماعی وفرهنگی واقتصادی و...تولد ترس های زندگی از بطن اضطراب ها نارس خلق مشوند وبعد از پایان خدمت ای کاش میکنه که کاش خدمت مزخرف سربازی تموم نمیشد... کاش در جامعه ای بودم که خدمت من تظمینی حتی رویائیست برای داشتن یک زندگی انسانی وآرمانی... درهر صورت امیدوارم با خاطرات خوبی که از خودشون در خدمت به جای میگذارن،همراه عقلانیت وامید وانسان پراکنی مادر مهربانی چون شما به حد والای زندگی برسند... [ناراحت]خواهش میکنم برای من هم دعا کنید[ناراحت] [گل]

سارای

خدا به همراهش.. داداشش چه خوب گفته دنیای مردانه.. به نظر من سربازی مردانه ترین مردانه ترین دوره پسراست... خیلی زود میرسه که باز همه دور هم جمع میشین و قطعن به علاوه دو دسته گل بنام عروس... خوش به حال اون عروسا که مامان شوهرشون ملودیکاست...

ADRIAN

با درودی گرم و شاعرانه به گلبانوی بزرگ و فرهیخته اینبار همراه با پدرپادشاه باحال! گلبانوی بزرگ و عزیز نقل قول از پدرپادشاه عزیز در جواب نوشتار سرکار خانم مهسا ، مرا بینهایت مشعوف و شادمان کرد. اینستکه قلباً آرزو میکنم و امیدوارم بیاد دوران گذشته از این تنهائی هردو بهره کافی و وافی ببرید. میدانم گلبانوی بزرگ که بسیار خوب منظور مرا متوجه شده اید ، زیرا زندگی همیشه تنوع دارد و این تنوع با تکیه بر تجارب گذشته ، اکنون زیباتر و پر ثمر تر خواهد بود. با شعفی بسیار برایتان آرزوی استفاده بهینه تر از تنهائیتان دارم. شاد و شنگول و موفق باشید عزیزان نیکو سرشت...

مهسا

حق با پدر پادشاهه. خب الان وقتشه که دو تایی برید یک غروبی زیر یک درخت بیدمجنون نزدیک جویباری چیزی و یک پارچه چهارخونه ی ابی پهنِِ زمین کنین.دو تا لیوان و یک فلاسک دمنوش به لیمو و چند تا ساندویچ کوچولوی خوشمزه ی پنیر و کوکو وخیار وگوجه و دو تا رولت خامه شکلاتی و یه کمی توت خشک و خرمای خشک و یک عالمه لبخند که از توی چشمهاتون سرازیر بشه توی صورت مثل ماهتون. میگم یه چیزی!الان دل خودم بیشتر خواست!!

برف تابستانی

بسیار ممنون مادر مهربونم... به نظر من دعا کردن بهترین ها بهترین دعائیه که میتوان کرد چون ادما معمولا در انتخاب مسیراشون وسوسه انگیز اشتباه میکنن... امیدوارم این تنهائی به وجود آمده ودوره نمودنه خاطرات جوانی،جوانی قلب برنایتان را تداوم بخشد تا ابدیت انسانیت...!!!![گل][قلب][گل]

شهریار (سفرنویس)

درود و سپاس از مهر شما درخصوص گنجاندن و لینک سفرنویس در وبلاگتان ارادتمند شهریار

غ ـزل

معنی جمله برادره را نفهمیدم[ناراحت] امان از مادر بودن امان از قلب دو تکه

برف تابستانی

کجائی مادر خوب...!!!؟ نگرانتون شدم...!![ناراحت]

شازده کوچولو

خدایا! سفر کرده ی جدید ملودی را، هرکجا هست به سلامت دارش...

ساغر

آخ چقدر مادرید شما، برای همینه که من قیدش رو زدم کلن تو ضمیرم!