چطور سلام بگویمت یلدا ؟

گیسو بلند ، یلدا جان !

می پنداشتم درازترین و سیه ترین ظلمت سال را

با تو

از سر گذرانده ام

( این چنین نبود ) . . .

چه بسیار شب های بی پایان

که هیچ امیدی نبودشان به سحر شدن

از پی هم رفت .

اینک ،

چطور دوباره سلام بگویمت یلدا ؟

در هراس که مبادا

شب قطبی سرزمین من

                                          حتی به نیمه نرسیده باشد ؟

 

 اواخر آذر 92 - هنوز هم امیدوار به صبح صادق ...

 


/ 4 نظر / 8 بازدید
مهسا

الهی خیلی لطیف بود. خانم اجازه ممنونم از شما.

گندم

ای جونم خیلی زیبا بود [قلب][گل]

برف تابستانی

یلدا آمد ورفت و من هنوز وارفتگی روحم را انتظار میکشم... ترسش را... حقارت عظیمش را... هروقت یلدا میشه این سئوال برام پیش میاد که ما یک سال نمیخوریم که شب یلدا این هوار بخوریم یا طول سال میخوریم که شب چله توانائی مضاعف خوردن پیدا کنیم...!؟ انار بخور... چشم بعد... شیرینی بخور... چشم... خربزه با تخمه چرا نمیخوری... بخور... اونم چشم... هندونه خیلی بیطعم وسفیده... چقدر پول بابتش دادیم.حیفه بریزیمش تو آشغالی.این کاسه رو تو بخور من وبابات این دو قاچ رو میخوریم بزار تموم شه... باشه... فقط برم سرویس نفس تازه کنم بعد... پایان هندوانه... چای میخوری.!؟ بابا مادر بسه... معدس،مغز که نیست هرچی به زور بریزی توش هیچی نگه... بسه دیگه.سرم زخم معده گرفت...!!! حالم از هرچی مناسبت های سنتیه امروزی به هم میخوره[ناراحت] شعرتون گرمای یخ و دبشی برامن داشت...