سهل انگاری

همه ی ما توی زندگیمون سهل انگاری هایی داشتیم . بعضی هاش از سر بی مبالاتی بوده و برخی از سر کم تجربگی یا بی تجربگی محض ... بعضی هاش قابل جبران بوده و برخی نقصانها و خلایی در زندگیمون بوجود آورده که جبران پذیر نبوده . اینا همه طبیعیه ، ذات بشر هستش که بر اثر سهل انگاری و ندیده انگشتن داشته هاش ، بخشی از بهترین بخش هاش رو از دست بده ... و وای از روزی که این از دست دادنه برگرده به یه رابطه ی انسانی ، یه دوستی ، یه احساس عاطفی زیبا ... ولی چرا حتما باید از دستش بدیم تا متوجه بشیم حیف بوده ! ارزش داشته ، ؟ شاید روزی خودم هم پشیمون بشم از اینکه چرا لجبازی کردم و هیچ قدمی برای وصله پینه کردن رابطه برنداشتم . اما دیگه خسته ام . عطای این رابطه ی میهمان میزبانی رو به لقاش بخشیدم ... فقط یه سوال هنوز آزارم میده : چرا اگر اونها رابطه براشون مهمه به جای اینهمه واسطه و پیغام فرستادن ، با خودم تماس نمیگیرن ؟ چرا از خودم نمیپرسن چه مرگمه ؟ چرا سعی میکنن با مظلوم نمایی و شهید نمایی و با جلب ترحم وادارم کنن این بند پوسیده رو دوباره گره بزنم ؟ آتش زیر خاکستر بالاخره یه جایی دوباره گر میگیره ... کاش میشد خاکسترها رو پس زد و زغال گداخته ی اصلی رو خاموش کرد ... میدونم یه روزی پشیمون میشم و میگم ایکاش کوتاه اومده بودم و مثل تموم این سالها بی خیالی طی کرده بودم ... ولی دیگه نمیتونم ... نمیدونم سهل انگاری از کدوم سمته : من یا اونا ...

/ 9 نظر / 28 بازدید
ماسح

اما چرا سهل انگاری. آن هم در این زمان و سن! سهل انگاری اجتناب از انجام یک وظیفه و به تعویق انداخڬن کارڬ است که امروز نیز می توان آن را انجام داد. سهل انگاری نه تنها بر عملکرد شخص تاثیر می گذارد بلکه معمولا احساساتی از قبیل حس گناه، تنفر از خود، استرس و افسردگی را به همراه دارد. هر کسی به سهم خودش مقصر است. سوال؟ با این حرکت ما به فرزندان خود چه جیز را آموزش خواهیم داد؟ آنها به روش خودشان عمل می کنند آیا شما با روش خودتان عمل می کنید؟

ماسح

اینها همه طبیعیه! ذات بشر هست که بر اثر سهل انگاری و ندیده انگاشتن داشته هاش بخشی از بهترین بخش هاش رو از دست می ده. پس آیا این حرکت های ما غیر طبیعی است؟ این روش زندگی درست است؟

ماسح

آیا واسطه گرفتن دلیل بر مظلوم نمایی است؟! یا ایجاد دوباره رابطه؟

ماسح

قصد من قضاوت نبود و نیست

برف تابستانی

نمیدونم من بودم یا او... ولی عاشقانه نبود این سئوال... هی فلانی قیمتت چنده..!؟ وباز نمیدونم من بودم یا او... ولی مطمئنم یکی عاشقانه گفت : به قیمت آموختن منافع تو... از یک دروغ.....!!!! اینا صبح که از خواب بیدار شدم به ذهنم اومد وبا دیدن این پست شما خوشحال شدم که هنوزم اتفاق می افته آنچه اول صبح به آن می اندیشم در طول روز برام کاربرد قلبی داشته باشه ... از غروب دیروز سر یه امید فروکش کرده ذهنم بدجور درگیر سهل انگاری های گذشتس... امیدوارم که اگه ادعای این رو دارم حاکم و نوکر خودم خودمم ، حکم بخششمو به اجرا درآورم... باور کنید این روزا خیلی بد سخت میگذره..!!![ناراحت]

گندم

چه تصمیم سختی ! می تونی رابطه را پره بزنی به شرط و شروط به انضمام مذاکره و پس زدن خاکستر در محیطی که می تونه بیرون از منزل هر دو طرف باشه حالا به خرج شما شاید بشه ذغال گداخته را خاموش کرد

ماسح

خوشبخت ترین مردم روی کره خاکی کسانی نیستند، آنجور که می خواهند زندگی می کنند، آنها کسانی هستند که خواسته های خودشان را بخاطر دیگران که دوستشون دارند تغییر میدهند! سلام ملودیکای عزیز

گندم

اون کلمه پره نیست گره است

سوده

گاهي خسته ميشي و فكر هم نميكين در آينده پشيمان ميشي يا نه. گاهي آدم بايد كاري كنه كه دلش ميگه. خودش راضي باشه