نامه های عاشقانه - منظومه ی عین القضات و عشق

 

 

 اگر با خیالت در تب بسوزم

با خودت آقای من

تا کجا شعـــــــــله ورم ؟

 

 

 

 

/ 7 نظر / 33 بازدید
زویا

هم عکس و هم نوشته عالی [گل]

ماسح

عالم وصال و فراق! و چه زیباست در میان این دو، عشق! عشق از موضوع های اساسی عرفان عین القضاه است. البته عشق را مرز مشترک بین خدا و انسان می داند که در آن دشمنی ها به دوستی بدل می شود، اما ! هرکس طاقت آن را ندارد. آنکه پذیرفت در راه رسیدن به حضرت حق، عاشق را راهبری می نماید. عشق شورى در نهاد ما نهاد جان ما در بوته ی سودا نهاد گفتگويى در زبان ما فكند جستجويى در درون ما نهاد داستان دلبران آغاز كرد آرزويى در دل شيدا نهاد قصه ی خوبان به نوعى بازگفت آتشى در پير و در برنا نهاد

سوده

با عشق كي توانم كشيد؟ عين القضات عاشق! ملوديكا چه خوب شد كه يادم آوردي. اين مرد بزرگ را. اينقدر كه دلسوخته و عاشق است اين صوفي

احمد

سلام در باره عشق همه گفتنی ها را دوست فرزانه آقای ماسح عزیز گفتند من نیز به این دوبیتی ها اشاره ایی می کنم تا مقصد عشاق رهی دور و دراز است یک منزل از آن بادیه‌ی عشق مجاز است در عشق اگر بادیه‌ای چند کنی طی بینی که در این ره چه نشیب و چه فراز است وحشی بافقی در مدرسه گر چه دانش اندوز شوی وز گرمی بحث مجلس افروز شوی در مکتب عشق با همه دانایی سر گشته چو طفلان نوآموز شوی ابوسعید ابوالخیر با مهر

سلاااااام، ملودیکا بانو! می بینم بحث جدی و سکوت شما همچنان ادامه داره و نداره ... برین کنار، منم بگم. پیش کار بنویس. عاشق اصلی خداجون بود دیگه! ز بسم الله میخوانم خدا را، زمشتی خاک ساخت، ما را لابد می خوای بگی پس کو ربطش! ببین عاشق بودش، یه چیزی مثل خودش می خواست رو زمین باشه که همه ی اینها رو پیدا کنه خدایی هم ترکوندش! نقش مهر؛ قبله ی عالم [گل]

حالا ربط عین القضات و این دوتا جوان که دارن لاو می ترکونند چیه! قبله ی عالم

فکر کنم پست بعدی شما سه کلمه است! ما می خوانیم ... قبله ی عالم