چیست این آتش سوزنده . . .

 

چیست این آتش سوزنده که در جان من است ؟

چیست این درد جگر سوز که درمان من است ؟

از دل ای آفت جان صبر توقع داری

مگر این کافر دیوانه بفرمان من است؟

عالمی خوشتر از ان نیست که من باشم و دوست

این بهشتی است که درعالم امکان من است

آمد ورفت و دلم برد وکنون حاصل وصل

اشک گرمی است که بنشسته بدامان من است

کاش بی روی تو یک لحظه نمی رفت زعمر

ورنه این وصل که باز اول هجران من است

اندر این باغ بسی بلبل مست است عماد

داستانی است که او عاشق دستان من است

 

 

/ 17 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سوشین

چه قالب قشنگی! شعر هم معرکه بود!!!!!!

گندم

سلام من هم جا خوردم از دیدن قالب نو راستی آقاتون برگشتن ؟

سارای

این آتش عشق توئه، همچنان روشن باد

شیخ نهایی

بسیار زیبا بود شاد باشی [گل]

برف تابستانی

این قالبتونو دوست دارم مبارکه...قبلی خیلی چشمو اذیت میکرد...البته مشکل از چشمای منه نه نه قالب شما... دو سه سالیه نمیدونم چرا هروقت هرجا اتیشو میبینم این شعر حسین پناهی تو ذهنم رژه میره: به آتش نگاهش اعتماد نکن لمس نکن به جهتی بگریز که بادها خالی از عطر اویند به سرزمینی بی رنگ بی بو ساکت... آری بگریز و پشت ِ ابدیتِ مرگ پنهان شو اگر خواستار جاودانگیِ عشقی...

برف تابستانی

من مطمئنم هیچوقت در مورد قالب قبلیتون چیزی نگفتم نه مثبت نه منفی نمیدونم شاید باکسه دیگه ای اشتباه گرفتین یا شاید من اشتباه میکنم....مهم نیست... پس افتخاریه که نصیب شماوخونوادتون شده...واقعا خوشبحالتون... من بودم ازشون عکس میگرفتم ودر اختیار بقیه میزاشتم...از ادامس جویده الکس فرگوسن که گذاشتن تو موزه کمتر که نیست...

برف تابستانی

واقعا...!؟ من چطور میتونم بهش دسترسی پیدا کنم..!؟البته اگه امکانش باشه...

برف تابستانی

منظورتون از دیوان حافظ به روایت شاملو همون "یادداشت های حافظه" که چاپ نشد.!؟

برف تابستانی

منظورم کتاب بود که بهتون حق میدم که امکانش نباشه... ولی درهرصورت خوشبحالتون... من حداقل هفته ای یه بار باید مستند شاملو رو ببینم،نمبدونم چرا ولی هیچ انسانی مثل او نتونسته همدم تنهائیم بشه وبهم ارامش بده... خیبی بهش احساس نزدیکی میکنم...

برف تابستانی

یه لحظه بدجور حسودیم شد خیال کردم منظورتون یادداشت هاست هرچند چیزی از حسودی کردن به انچه به دست اوردین کم نمیکنه... واقعا خوشبحالتون...