دلتنگی ...

وقتی که دلتنگ میشم و همراه تنهایی میرم داغ دلم تازه میشه زمزمه های خوندنم دغدغه های موندنم با تو هم اندازه میشه ... قد هزار تا پنجره تنهایی آواز می خونم دارم با کی حرف می زنم ... ؟؟ نمی دونم ... نمی دونم ... این روزا دنیا واسه من از خونه مون کوچیکتره

/ 10 نظر / 7 بازدید
گندم

چرا دلتنگ خانوم خوب نرید همراه تنهایی البته قرار نیست هر لحظه و هر روز خوشحال باشیم که

برف تابستانی

...کاشکی می تونستم بخونم قد هزارتا پنجره.... طلوع من وقتی غروب پر بزنه...موقع رفتن منه... حالا که دلتنگی داره رفیق تنهائیم میشه... کوچه هام نارفیق شدن... حالا که می خوام شب وروز به همدیگه دروغ بگن... ساعتا هم دقیق شدن... ... سیاوشو از بچگی دوست داشتم وهنوزم دارم خصوصا شعرای ترانه هاش... منو یاد مدرسه انداخت که صبح از خواب بیدار میشدم اولین کار کاست سیاوشو روشن میکردم وصبحانه وبعد تو راه مدرسه زمزه کردنه اون ترانه ها... روزای خوبی بود برخلاف امروز...... بهائی داشت این دل پیش ترها...که در این روزا نمی ارزه... سکوتم از رضایت نیست...دلم اهل شکایت نیست...هزار شاکی خودش داره...خودش گیره گرفتاره... ممنونم...

سلوی

تداعی خاطرات دانشگاهم شد. با دوستان می خوندیم زیر بارون از دانشکده تا سلف ........یادش بخیر چه روزایی بود

زویا

امیدوارم این دلتنگی هر چی که هست مرتفع بشه :) اگر فراقی هست، دیدراتون میسر بشه :)

سارای

سلامف خواستم بپرسم چرا دلتنگی بانو؟ که متوجه شدم چرایی اش را... همیشه دلتنگی واسه اونیه که مونده اون که رفته دلتنگ نمیشه...

allen g

ملودیکای دلتنگ خوب نیست. قالب اینجا عوض شده، سخت شده! مگه چند وقت بود که نبودم؟

مهسا

خب این دلتنگی چرا نرفته؟چه سمج شده والا!

سوده

خوشحالم كه دلتنگي رفع شد [لبخند][قلب]