چرا الان یه مرجعی نیست که من زنگ بزنم و گزارش بدم یه موجود روانی که اتفاقا اسمش مادره داره یه بچه ی هفت ساله رو آزار روحی و جسمی میده ؟

چرا یه مرجعی نیست که تعیین صلاحیت کنه هر جوجه ایی که سر از تخم درآورد نمیتونه بابا باشه و هر دختری به محض اینکه تونست تولید مثل کنه حق نداره در کمال بی مسئولیتی لقب مادر بودن رو حمایل کنه ؟

چطوری تونستی یه دختر بچه ی هفت ساله رو اینجوری کتک بزنی که جای انگشتهات روی صورتش بمونه و زیر چشمش کبود بشه ،روانی ؟

چه اتفاقی افتاده بود که اینهمه عصبانی شدی؟ جز اینکه وقتی داشتی لنز بنفشت رو با رنگ موهات ست میکردی مزاحمت شده بود و ازت خواسته بود بهش دیکته بگی ؟...

...دینا رو صدا زدم ،بغلش کردم صورتش رو بوسیدم ، بهش هدیه دادم ، خندید و گفت :

من هیچوقت گریه نمیکنم ، چون دیگه بزرگ شدم ، کلاس اولم ...

ولی ما گریه کردیم ... همه مون ...

به والدینش زنگ زدم . هیچکدوم گوشی شون رو جواب ندادند. ناچار شدم مدتها به آهنگ پیشوازشون  گوش بدم که از عشق و دوست داشتن میگفتن و نوازش ...

خدایا ،یعنی این بنده هات تعادل روانی دارن ؟