به قول دهه شصتی ها : شماها یادتون نمی یاد ! ولی توی دهه ی هفتاد ، رادیــو ایران یه برنامه ای داشت به اسم " صبح جمعه با شما " که خیلی از طنازهایی که الان دیگه رخ در نقاب خاک کشیده اند آیتم های ثابتی رو در اون اجرا میکردند . کسانی مثل آذری ، مقبلی و هوشنگ امیر فضلی (پدر همین ارژنگ خودمون !) و خیلی های دیگه که جزو مشاهیر صدا هستند و خدا رو شکر هنوز از وجودشون بهره مندیم ، مثل حسین عرفانی ، منوچهر والی زاده و مرتضی احمدی  که علاوه بر صدا پیشگی ، به نوعی در کارشون مولفند و صاحب سبک ...

اما زنده یاد منوچهر نوذری ورای یک صدا پیشه ی طناز بود . نوذری جامعه شناسی نخبه بود که ماها را حتی بهتر از خودمان میشناخت . یکی از برنامه های ثابتی که اجرا میکرد " ماجراهای آقای ملّون " بود . ملّون که نازیلا خانوم همسرش رو گودزیلا صدا میکرد و با صدای کشدار و تو دماغی منحصر به فردش به یک " تیپ " دست پیدا کرده بود هر هفته یک ماجرای تازه داشت اما همگی در ژانر متلّون المزاج بودن ! ملّون قادر بود در کسری از ثانیه نظرش رو تغییر بده و به اصطلاح نون رو به نرخ روز بخوره و هر جا به صرفه اش باشه 180 درجه تغییر موضع بده ! با چیزی که بشدت مخالف بود در صورت اضطرار چنان جبهه اش رو تغییر میداد و میشد مدافع دو آتیشه که شنوندگان هم از لحنش و هم از دلایلی که در ردّ نظر چند لحظه پیشش می آورد از خنده ریسه میرفتند .

یادش بخیر و روحش شاد . . . این چند روز اخیر مدام یادش کردم و آرزوی آرامش برای روحش .

هر بار سوار تاکسی شدم و دیدم راننده جوان و فشن و موسیخ سیخی اش که تا دیروز وقتی سوار ماشینش میشدیم مدام مسافرها تذکر میدادند تا صدای پخش ماشینش رو کم کنه و بقیه رو از " ایتس ایتس " آهنگهای خز و خیلش معاف ، حالا داره با همون شدت و حدّت و ولوم نوحه پخش میکنه اونهم ورژن سرقتیش که آهنگ شادمهر و ابیه ولی کلامش رو مداحی خونده که مصداق بارزه (دشمن دانا بلندت میکند ، بر زمینت میزند نادان ِ دوست ) هستش ، یاد منوچهر نوذری افتادم .

هر بار دیدم پشت شیشه ی ماشینها جملاتی سخبف با رنگهای خونچکان نوشته شده ، مثل : " مگر نگیرمت یزید! " یا " یزید خره گاو منه " ، افسوس خوردم که بر طنازی ما چه رفته است که ترکشش به اعتقادات مردم نیز اصابت کرده .

سال قمری با ماه محرم شروع میشود  . من از مناسک سایر کشورها بی خبرم ولی اینجا زیر گوش خودمان چیزهایی میبینم و میشنوم که روز به روز با آداب سوگواری برای کسانی که ادعا میکنیم برایشان احترام قائلیم، فاصله ی بیشتری میگیرد .

و هر بار به یاد جمله ای از کوروش کبیر می افتم  که از خداوند خواسته بود مردمان این مرز و بوم را از کینه ، دشمن ،دروغ و قحطی در امان بدارد و با خود می اندیشم قطعا منظورش از قحطی تنها نبودن قوت و غذا نبوده است ...  خشکسالی ابعاد متعددی دارد و گویا دعای شاهان را حتی خداوند هم مستجاب نمی کند ...